کلودیا هس در 29 آپریل سال 1972 در یک شهر کوچک به نام " بندورف" در
نزدیکی زادگاه توماس متولد شد. نام پدرش "دوریس" و "هانزا" است. والدین کلودیا
اورا به بازی کردن گلف به صورت حرفه ای تشویق میکردند اما او اصلا گلف را
دوست نداشت کلودیا تنها فرزند خانواده اش نیست او یک برادر به نام آندریاس نیز
دارد. او تحصیلاتش را در رشته افتصاد ادامه داد و بعد از ده سال توانست این
مدرک را بگیرد.
کلودیا بعد از اتمام تحصیلات شروع به کار کردن به عنوان دبیر در یک شرکت در
کوبلنز کرد. او همچنین در یک شرکت عمده فروشی بین المللی که خیلی هم دوست
داشت کار میکرد اگر چه او بعد ها او در سونی موزیک توماس مشغول شد. کلودیا
منشی توماس بود او به همراه توماس در همه تورهایش مسافرت میکرد و همیشه با
تشریفات اداری او سرش شلوغ بود.
اولین ملاقات توماس و کلودیا در بهار سال 1986 در یک کافی شکل گرفت. در آنجا
کلودیا به همراه سه دختر دیگر در فاصله نه چندان دور در کنار توماس نشسته بودند
و همانطور که توماس میگوید او آن روز پیش کلودیا رفت و گرفت" سلام شما اهل
کدام کشورید"
آن کافی مکان مورد علاقه آنها شد. کلودیا همیشه به آن کافی می آمد و اتفاقا آن روز
تولد کلودیا بود. توماس هم فرصت را غنیمت شمرد و دسته بزرگی از گل رز را آن
روز به کلودیا هدیه داد.
از آن روز به بعد آنها همیشه با هم در تماس بودند و بعضی وقتها حتی مکالمه شان به
ساعت ها طول میکشید. و کلودیا فهمید که توماس شاهزاده رویاهایش هست! کلودیا
زود توماس را شناخت که چه کسی هست. او به تدریج با مدرن تاکینگ هم انس
گرفت. دوستان کلودیا به او میگفتند که مردی مثل توماس که با شامپاین حمام میگیرد
بدرد تو نمیخورد چون ممکنه او هزاران دختر دیگر را هم مثل تو اسیر خود کرده. اما
کلودیا هیچ توجهی به این هشدارها نمیکرد و توماس هم برخلاف هشدار دوستهایش با
کلودیا بازی نمی کرد او فقط یه مرد برای کلودیا است نه یک ستار پاپ.
در غروب روز 6 آگوست سال 1996 زمانی که کلودیا از تعطیلاتش بر میگشت
تصمیم گرفت تا توماس را ببیند. کلودیا فقط میخواست به توماس سلام کند و برای
مدتی احوالپرسی اما توماس اورا به خانه دعوت کرد و فورا شام را برای او فراهم
کرد و بعد از آن جلوی پیانو نشست و آهنگی را برای او زمزمه کرد. از آن غروب به
بعد عشق در قلب کلودیا آمد.
در مارچ سال 1998 ارتباط آنها پایان گرفت. مدرن تاکینگ دوباره تشکیل یافت. قبلا
کلودیا اغلب در خانه بود و غذا می پخت و در آخر هفته هم با موزیک های توماس
گوش میداد اما حالا ... کنسرت ها, مصاحبه ها , عکس های تبلیغاتی و... از همه
مهمتر تورهای که توماس به همراه مدرن تاکینگ انجام میداد باعث شده بود که کلودیا
در خانه بماند و در شغلی که دوست داشت کار کند اگر چه آنها اغلب روز سه بار به
هم دیگر زنگ میزدند. حالا کلودیا تقریبا همیشه به همراه توماس بود.
توماس می گوید:" من و کلودیا درباره تجارت موسیقی و دوره که
داشتم حرف نمیزدیم چون واقعا این کارها برایم سخت بود."
توماس تلاش میکرد تا از کلودیا در مقابل رسانه ها محافظت کند
او عقیده داشت که شغلی دارد که همیشه با مشکلات روبرو
میشود و کلودیا نباید درگیر این مسائل میشد. اگرچه یه سال
بعد یعنی در سال 1999 توماس تصمیم گرفت که کلودیا را به دنیا
معرفی کند. قبلا که سه سال با هم بودند هیچکس نمیدانست
که آنها با هم زندگی میکنند. بعد از معرفی کلودیا به رسانه ها
بسیاری از مجله ها و روزنامه ها درباره مدرن تاکینگ و عکسهای
کلودیا و زندگی نامه او مینوشتند.
در 20 فوریه سال 1999 توماس پیامی دریافت کرد که باعث شد از همسر اولش
نورا جدا شود. و این مشخص بود که توماس بعد از نورا با دوست دخترش کلودیا
ازدواج خواهد کرد. روز ازدواج توماس دقیقا با روز ازدواج دیتر با دوست دخترش
نادیا مصادف بود. در 15 ژولای سال 2000 و در ساعت 3 بعد از ظهر مراسم
عروسی توماس و کلودیا در مکانی که زیاد از کوبلنز دور نبود انجام شد که به جز
چند تن از تیم شبکه" ست 1" و بعضی از گزارشگر را کسی دیگری در آن مراسم
دعوت نشده بود. آن روز بهترین روز برای توماس به حساب می آمد.
